امروز یکشنبه 11 خرداد 1399
douavazekr.cloob24.com
    0
    خصوصیت هر یک از معصومین علیهم السّلام در بر آمدن حوائج:

    1-چنان که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم و دختر گرامی او علیها السّلام و دو سبط ارجمند او

    علیهما السّلام را خصوصیتی در حوائج متعلّقه به تحصیل طاعت و رضوان خدای جلّ جلاله

    2- و برای امیرالمؤمنین علیه السّلام اختصاص در انتقام از دشمنان و کفایت شرّ ستمکاران

    3- و برای امام سجّاد علیه السّلام در جور پادشاهان و وسوسه ی شیاطین

    4- و برای امام باقر و{ امام} صادق علیهما السّلام در فریاد رسی بر امر آخرت

    5- و برای امام کاظم علیه السّلام در ترس از ناخوشی ها و بیماری ها و دردها

    6- و برای امام رضا علیه السّلام در نجات از هول و بیم سفرهای دریاها و صحراها و بیابان ها

    7- و برای امام جواد علیه السّلام در وسعت زندگی و بی نیازی از مردم

    8- و برای امام هادی علیه السّلام در قضاء مستحبّات و نیکی به برادران و کامل شدن طاعات

    9- و برای امام عسکری علیه السّلام در اعانت بر امر آخرت و توسل جهت رفع حوایج اخروی

    10- و برای امام عصر ما و پناه ما و دادرس ما، و اَمَد و عصمت ما و روشنی چشم ما و باعث زندگی ما امام

    مهدی علیه السّلام در تمامی حاجات و نیازمندی ها و غیر آنها هر آنچه نام حاجت بر آن اطلاق شود،

    اختصاص و خصوصیتی می باشد.

     



    منبع: المراقبات. ص90
    کتاب شریف ((المراقبات))تألیف عارف کامل میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رحمه الله می باشد.

     

     

    0
    دعا جهت رفع حاجت:

    از سید کائنات رسول گرامی اسلام محمد مصطفی صل الله علیه و آله نقل شده است که اگر کسی را

    مشکلی پیش آید و دو رکعت نماز بخواند و بعد از آن سر به سجده گذارد و سی مرتبه بگوید:


    بسم الله الرحمن الرحیم اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الْعَظِیم َ الْأَکْبَرِ الْأَکْبَرِ الَّذی إِذَا دُعِیتَ بِهِ أَجَبْتَ وَ إِذَا سُئِلْتَ بِهِ

    أَعْطَیْتَ أَنْ تَقْضِیَ حَاجَتِی بِحُرمَهِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ فاطِمَهَ وَ الحَسَنِ وَ الحُسَین 

    حاجتش برآورده شود.

     


    منبع: رهنمای گرفتاران ص 349


     

    0

    دعا برای رزق و روزی و دفع فقر و تنگدستی:

    بر روی یک پارچه سفید تازه این عظیمت را بنویس در هنگام طلوع آفتاب روز جمعه و باید تمام عزیمت را در یک

    سطر نوشت و سپس آنرا در آب رودخانه انداخت و این عمل را بدون شک انجام داد.


     

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الملک الحق المبین من العبد الذلیل الی المولی الجلیل سلام علی محمد علی و فاطمه و

    الحسن و الحسین و علی و محمد و جعفر و موسی و علی و محمد و علی و الحسن و القائم

    سیدنا و مولینا صلوات الله علیهم اجمعین رب انی مسنی الضر و الخوف فاکشف یا رزاق یا

    مغنی یا باسط یا وهاب یا شکیکفی یا قاهر و یا الله

     


     
    منبع: میرداماد کبیر ص 57
     

     

    0
    دعا برای محبت:

    این عمل بسیار قریب و عجیب است در محبت. سوره فاتحه الکتاب را بر قند بخواند و سوره انا عطینا الکوثر را

    بر نبات بخواند و سوره اذا زلزله را بر شکر خام و سوره والعادیات را بر انگبین و سوره اخلاص را بر گزانگبین و

    سوره والتین را بر خرما و سوره الم نشرح را بر کشمش بخواند بشرط آنکه این حلویات در وزن مساوی باشند

    با یکدیگر هر یک سوره بخواند بدمد بعد از آن همه را بهم ممزوج نماید و مخلوط و هر کسی که قدری از آن

    بخورد و به هر کس بدهد آنکس محب و دیوانه آن شود اگر ماه رویان عالم بوی عرضه کنند نخواهد اگر از

    وی جدا شود دیوانه شود. این عمل بسیار آزموده است مجرب است

     

     

    منبع: کونوز الاسرار ج 1 ص 65 و 66

     

     

     

    0
    دعا جهت برآورده شدن حوائج:

    از تعقیبات مهم جهت برآورده شدن حوایج، آن است که وقتى از نماز فراغت پیدا کرد، بخواند دعایى را که

    ادریس بن عبداللَّه مى‏گوید: از امام صادق (علیه السلام)شنیدم مى‏فرمود: وقتى از نماز فراغت پیدا کردى بگو:



    أَللّهُمَّ، إِنّى أَدینُکَ بِطاعَتِکَ وَ وِلایَتِکَ وَ وِلایَهِ رَسُولَکِ وَ وِلایَهِ الاَْئِمَّهِ مِنْ أَوَّلِهِمْ وَ [یا: إِلى‏] آخِرِهِمْ.

    و همه ائمه [(علیهم‏ السلام)] را یکایک نام مى‏برى، سپس مى‏گویى:

    أَللّهُمَّ، أَدینُکَ بِطَاعَتِهِمْ وَ وِلایَتِهِمْ وَ الرِّضا بِما فَضَّلْتَهِمْ بِهِ غَیْرَ مُتَکَبِّرٍ [یا: مُنْکِرٍ] وَ لا مُسْتَکْبِرٍ عَلى مَعْنى ما أَنْزَلْتَ

    فى کِتابِکَ عَلى حُدُودِ ما أَتانا فیهِ وَ مالَمْ یَأْتِنا، مُؤْمِنٌ مُعْتَرِفٌ مُسَلِّمٌ بِذلِکَ، راضٍ بِما رَضیتَ بِهِ، یارَبِّ، أُریدُ بِهِ

    [وَجْهَکَ الْکَریمَ وَ] الدّارَ الْآخِرَهَ مَرْهُوباً وَ مَرْغُوباً إِلَیْکَ فیهِ، فَأَحْیِنى عَلى ذلِکَ وَ أَمِتْنى إِذا أَمَتَّنى عَلى ذلِکَ، وَ

    ابْعَثْنى عَلى ذلِکَ. وَ إِنْ کانَ مِنّى تَقْصیرٌ فیما مَضى، فَإِنّى أَتُوبُ إِلَیْکَ، وَأَرْغَبُ إِلَیْکَ فیما عِنْدَکَ، وَ أَسْأَلُکَ أَنْ

    تَعْصِمَنى بِوِلایَتِکَ عَنْ مَعْصِیَتِکَ، وَ لا تَکِلْنى إِلى نَفْسى طَرْفَهَ عَیْنٍ أَبَداً وَ لا أَقَلَّ مِنْ ذلِکَ وَ لا أَکْثَرَ، إِنَّ النَّفْسَ

    لاََمّارَهٌ بِالسُّوءِ إِلّا ما رَحِمْتَ، یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ، وَ أَسْأَلُکَ بِحُرْمَهِ وَجْهِکَ الْکَریمِ وَ بِحُرْمَهِ اسْمِکَ الْعَظیمِ وَ بِحُرْمَهِ

    رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله على و آله و سلم)وَ بِحُرْمَهِ أَهْلِ بَیْتِ رَسُولِکَ (علیهم‏السلام)و آن بزرگواران را [یک به یک‏]

    نام مى‏برى – أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَنْ تَفْعَلُ بى کَذا وَ کَذا.



    خدایا، من به طاعت و ولایت و دوستى تو ولایت رسولت و ولایت امامان از اوّل تابه آخرشان، از تو اطاعت

    نموده و مى‏پرستمت. خداوندا، من به واسطه‏ى اطاعت و ولایت و دوستى آنان، و خشنودى از آنچه که ایشان

    را به آن برترى دادى، بدون اینکه تکبّر نموده [یا: انکار نموده‏] و یا گردنکشى نمایم، بر اساس آنچه که در کتابت

    فرو فرستادى، و بر اساس احکام و حدودى که در آن به ما رسیده و یا نرسیده، از تو اطاعت نموده و

    مى‏پرستمت. و به آن ایمان آورده و معترف و تسلیم آن هستم، و به هرچه که تو بدان خشنودى، خرسندم،

    پروردگارا، مقصودم از این [روى و اسماء و صفات – گرامى‏ات و رضاى تو و ]دار آخرت مى‏باشد، در حالى که در

    این باره هم از تو هراسانم و هم به سوى تمایل و رغبت دارم. پس مرا بر همین [اعتقاد] زنده‏بدار، و هنگامى

    که مى‏میرانى بر همان بمیرانم، و بر همان [در قیامت‏] مبعوثم بدار، و اگر در گذشته تقصیر و کوتاهى از من

    سرزده [از آن‏] به سوى تو توبه مى‏نمایم، و نسبت به آنچه در نزد توست میل و رغبت دارم، و از تو درخواست

    مى‏کنم که مرا به سرپرستى خود از نافرمانى‏ات نگاه دارى، و هیچگاه به اندازه‏ى چشم برهم زدنى مرا به خود

    وامگذار، نه کمتر از این و نه بیشتر از آن، زیرا نفس بسیار بدفرماست، مگر اینکه تو رحم آرى. اى مهربانترین

    مهربانان، و از تو درخواست مى‏نمایم به حرمت روى [و اسماء وصفات ]گرامى‏ات، و به احترام اسم بزرگت، و به

    حرمت رسول خدا (صلى الله على و آله و سلم)و به احترام اهل بیت رسولت (علیهم‏السلام)– و ایشان را

    نام مى‏برى – اینکه بر محمّد و آل او درود فرستى، و به من چنین و چنان کنى.

    به جاى این لفظ چنین و چنان کن حوایج خویش را ذکر مى‏کنى که إِنْ شاءَ اللَّه. برآورده مى‏شود.

     

     


    منبع: فلاح السائل ص 169

     

     

    1
    ختم اسماء شمشیر مولا امیرالمومنین علی علیه السلام:

    جناب سلمان می فرماید روی شمشیر مولا علی (ع)اسماء وکلماتی دیدم

    11کلمه دیدم که نوشته شده است هرکسی بعد از نماز صبح این 11 کلمه را بگوید

    خودش وخوانواده اش و فرزندانش در حفظ و امنیت الهی بوده و همیشه در سفر وحضر و در خواب و بیداری

    از بلایا محفوظ هستند



    اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ یَا عَالِماً بِکُلِّ خَفِیَّهٍ یَا مَنِ‏ السَّمَاءُ بِقُدْرَتِهِ‏ مَبْنِیَّهٌ یَا مَنِ‏ الْأَرْضُ‏ بِقُدْرَتِهِ‏ مَدْحِیَّهٌ یَا مَنِ‏ الشَّمْسُ‏ وَ

    الْقَمَرُ بِنُورِ جَلَالِهِ مُضِیئَهٌ یَا مَنِ الْبِحَارُ بِقُدْرَتِهِ مَجْرِیَّهٌ یَا مُنْجِیَ یُوسُفَ مِنْ رِقِّ الْعُبُودِیَّهِ یَا مَنْ یَصْرِفُ کُلَّ نَقِمَهٍ وَ

    بَلِیَّهٍ یَا مَنْ حَوَائِجُ السَّائِلِینَ عِنْدَهُ مَقْضِیَّهٌ یَا مَنْ لَیْسَ لَهُ حَاجِبٌ یُغْشَى وَ لَا وَزِیرٌ یُرْشَى صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ

    مُحَمَّدٍ وَ احْفَظْنِی فِی سَفَرِی وَ حَضَرِی وَ لَیْلِی وَ نَهَارِی وَ یَقَظَتِی وَ مَنَامِی وَ نَفْسِی وَ أَهْلِی وَ مَالِی وَ وُلْدِی

    وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَحْدَهُ.

     



    منبع: بحارالانوار ج 83 ص 192 – مستدرک الوسائل ج 5 ص 90

     

     

     

    0
    شفا با تربت امام حسین (علیه السلام):

    جابر جعفى نقل کرده است: خدمت امام باقر (علیه السلام)رسیدم و از دو درد مختلف و متضادى که داشتم

    به او شکوه کردم و هر گاه یکى از آن دو مداوا مى‌شد درد دوّم آغاز مى‌شد، و آن دو درد کمر درد و دل درد

    بود. امام(علیه السلام)فرمود:

    دواى دردت به تربت امام حسین (علیه السلام)است. عرضه داشتم بارها استفاده کرده ولى مدارا نشدم.

    جابر گفت: خشم و غضب را در چهره‌ى سرور و مولایم دیدم و گفتم: اى مولا و سرور من از خشم و غضبت به

    خدا پناه مى‌برم.

    حضرت بلند شد و در حالى که عصبانى بود وارد خانه شد. سپس با دانه‌اى که در دستش بود آمد و آن را

    به من داد. سپس فرمود: اى جابر! این را استفاده کن من آن را استعمال کردم و در همان لحظه بهبود یافتم

    (شفا یافتم)عرض کردم: اى مولاى من! این چه چیزى بود که من آن را استفاده کردم و در همان لحظه شفا

    یافتم؟ حضرت فرمود: این همان چیزى است که تو گفتى فایده‌اى نداشته است. گفتم اى سرور دروغ نگفتم

    شاید نزد شما علمى است که من بتوانم آن را فرا بگیرم که این علم نزد من محبوب‌تر است از طلوع خورشید

    نزد مردم. پس فرمود: هر گاه خواستى از تربت امام حسین (علیه السلام)استفاده کنى شب را براى این

    کار انتخاب کن. با آب خالص و پاک غسل کن و پاکیزه‌ترین لباس‌هایت را بپوش و با خاک تیمم کن پس چهار

    رکعت نماز بخوان به این صورت که در رکعت اوّل یک مرتبه حمد و 11 مرتبه «قل یا ایها الکافرون» در رکعت

    دوّم یک مرتبه حمد و 11 مرتبه «انا انزلناه فی لیله القدر» پس در قنوت مى‌گویی:


    «لاَ إِلَهَ إِلّاَ اللهُ حَقّاً حَقّاً لاَ إِلَهَ إِلّاَ اللهُ عُبُودِیَّهً وَرِقّاً لاَ إِلَهَ إِلّاَ اللهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ أَنْجَزَ وَعْدَهُ وَنَصَرَ عَبْدَهُ وَهَزَمَ الاَْحْزَابَ

    وَحْدَهُ سُبْحَانَ اللهِ مَالِکِ السَّمَاوَاتِ وَمَا فِیهِنَّ وَمَا بَیْنَهُنَّ سُبْحَانَ اللهِ ذِی الْعَرْشِ الْعَظِیمِ وَالْحَمْدُ للهِِ رَبِّ الْعَالَمِینَ».


    «خدایی جز خداى یگانه نیست و این حقیقت است خدایی جز خداى یگانه نیست و عبودیت و بندگی براى

    اوست.خدایی جز خدای یگانه نیست. یکتاست و شریکی ندارد.

    وعده‌اش عملى شد و بنده‌اش را یارى کرد و گروه‌ها و فرقه‌ها را شکست داد. یکتاست پاک و منزه است

    خدایی که صاحب آسمان‌ها و آن چه در آن‌ها است پاک و منزه است صاحب عرش عظیم و سپاس و ستایش

    مخصوص پروردگار جهانیان است».


    سپس رکوع و سجود را به جا مى‌آورى و دو رکعت دیگر را مى‌خوانى‌به این صورت که در رکعت اوّل یک مرتبه

    و 11 مرتبه «قل هو الله احد» و در رکعت دوّم یک مرتبه حمد و 11 مرتبه «اذا جاء نصر الله والفتح» و سپس

    مانند قنوت اوّل قنوت را انجام مى‌دهى بعد به سجده مى‌روى و سجده شکر را به جا مى‌آورى و 1000 مرتبه

    «شکراً» مى‌گویی. سپس سر از سجده برمى‌دارى و تربت را برمى‌دارى و مى‌گویی:


    «یَا مَوْلاَیَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ! إِنِّی آخِذٌ مِنْ تُرْبَتِکَ بِإِذْنِکَ اللَّهُمَّ فَاجْعَلْهَا شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَعِزّاً مِنْ کُلِّ ذُلِّ وَأَمْناً

    مِنْ کُلِّ خَوْفٍ وَغِنًى مِنْ کُلِّ فَقْرٍ لِی وَلِجَمِیعِ الْمُوْمِنِینَ وَالْمُوْمِنَاتِ».


    «ای مولاى من اى پسر رسول خدا! من با اذن و اجازه تو تربتت را مى‌گیرم. خداوندا! آن را براى من و همه‌ى

    مؤمنان شفایی قرار ده شفایی از هر دارو و عزتى از هر ذلت و امنیتی از هر خوف و هراس و بی‌نیازی از هر

    فقرى قرار بده».


    و آن را سه مرتبه با سرانگشت بگیر و در پارچه تمیز و یا بطری شیشه‌ای قرار ده و با انگشتر عقیق که روى

    آن «ما شاء الله لا قوه الا بالله استغفر الله» نگاشته شده است‌مهر کن. پس اگر خداوند صدق نیت تو را

    دانست رعایت را به اجابت می‌رساند.1

     


    حضرت صادق (علیه السلام)فرمود: هرگاه خواستى تربت از قبر حسین (علیه السلام)بردارى و استفاده

    کنى، ابتدا سوره‌هاى «فاتحه الکتاب» و «معوّذتین» و «توحید» و «قدر» و «یس» و «آیه الکرسى» را بخوان

    و سپس بگو:


    «اللَّهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ وَحَبِیبِکَ وَنَبِیِّکَ وَأَمِینِکَ وَبِحَقِّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ عَبْدِکَ

    وَأَخِی رَسُولِکَ وَبِحَقِّ فَاطِمَهَ بِنْتِ نَبِیِّکَ وَزَوْجَهِ وَلِیِّکَ وَبِحَقِّ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ وَبِحَقِّ الاَْئِمَّهِ الرَّاشِدِینَ وَبِحَقِّ

    هَذِهِ التُّرْبَهِ وَبِحَقِّ الْمَلَکِ الْمُوَکَّلِ بِهَا وَبِحَقِّ الْوَصِیِّ الَّذِی حَلَّ فِیهَا وَبِحَقِّ الْجَسَدِ الَّذِی تَضَمَّنَتْ وَبِحَقِّ السِّبْطِ

    الَّذِی ضُمِّنَتْ وَبِحَقِّ جَمِیعِ مَلاَئِکَتِکَ وَأَنْبِیَائِکَ وَرُسُلِکَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْ لِی هَذَا الطِّینَ شِفَاءً

    مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَلِمَنْ یَسْتَشْفِی بِهِ مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَسُقْمٍ وَمَرَضٍ وَأَمَانآ مِنْ کُلِّ خَوْفٍ. اللَّهُمَّ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَیْتِهِ

    اجْعَلْهُ عِلْمآ نَافِعآ وَرِزْقآ وَاسِعآ وَشِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَسُقْمٍ وَآفَهٍ وَعَاهَهٍ وَجَمِیعِ الاَْوْجَاعِ کُلِّهَا إِنَّکَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ

    قَدِیرٌ».


    «بار خدایا! به حقّ محمّد(صلی الله علیه وآله)که بنده و رسول و حبیب و نبى و امین توست و به حق

    امیرالمؤمنین على بن ابى طالب (علیهما السلام)که بنده و برادر و رسول تو است و به حق فاطمه 3

    که دختر نبى و همسر ولى تو است و به حق حسن و حسین (علیهما السلام)و به حق امامان که

    هادیان و راهنمایان هستند به حق این تربت و به حق فرشته‌اى که موکل «گماشته» بر آن است و به حق

    وصىّ که در آن آرمیده و به حق جسم و کالبدى که این تربت آن را در خود گرفته و به حق سبط [نوه]

    پیامبر که در این تربت است و به حق تمام فرشتگان و انبیا و فرستادگانت، درود فرست بر محمّد (صلی

    الله علیه وآله)و آل محمّد(صلی الله علیه وآله)و این تربت را براى من و براى هر کس که با آن استشفا

    مى‌جوید شفا از هر درد و مرض و امان از هر خوف و هراسى قرار بده. خداوندا به حق محمّد (صلی الله علیه

    وآله)و اهل بیتش آن را دانشى سودمند و رزقى بسیار و شفایى از هر درد و مرض و آفت و عیب و از تمام

    دردها قرار بده همانا تو به هر چیزى قادر و توانایى».


    بعد بگو:


    «اللَّهُمَّ رَبَّ هَذِهِ التُّرْبَهِ الْمُبَارَکَهِ الْمَیْمُونَهِ وَالْمَلَکِ الَّذِی هَبَطَ بِهَا وَالْوَصِیِّ الَّذِی هُوَ فِیهَا صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ

    مُحَمَّدٍ وَسَلِّمْ وَانْفَعْنِی بِهَا إِنَّکَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیر».2


    «خدایا اى پروردگار این تربت مبارک و خجسته و اى پروردگار فرشته‌اى که آن را فرود آورده‌اى و اى پروردگار

    وصى که در آن مدفون مى‌باشد، بر محمّد (صلی الله علیه وآله)و آل محمّد(صلی الله علیه وآله)درود

    فرست و مرا به وسیله آن بهره‌مند گردان که همانا تو به هر چیز قادر و توانایی».

     


    یکى از یاران امام صادق (علیه السلام)گفت: به محضر مبارک امام عرضه داشتم: من مردى هستم

    که به بیمارى‌هاى فراوان مبتلا هستم و هیچ دارویی نیست مگر آن را مصرف کرده و به منظور مداوا خورده‌ام

    ولى بهبودى برایم حاصل نشده، چه باید بکنم؟ حضرت به من فرمودند: چرا از تربت حسین (علیه السلام)

    غافل هستى، همانا در آن شفا از هر دردى بوده و موجب امنیت از هر خوف و هراسى است البته وقتى

    آن را استفاده مى‌کنى بگو:


    «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ هَذِهِ الطِّینَهِ وَبِحَقِّ الْمَلَکِ الَّذِی أَخَذَهَا وَبِحَقِّ النَّبِیِّ الَّذِی قَبَضَهَا وَبِحَقِّ الْوَصِیِّ الَّذِی

    حَلَّ فِیهَا صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَیْتِهِ وَاجْعَلْ لِی فِیهَا شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَأَمَانآ مِنْ کُلِّ خَوْفٍ».


    «خداوندا! از تو مى‌خواهم به حق این تربت و به حق فرشته‌اى که آن را بر گرفته و به حق پیامبرى که آن

    را قبض کرده و به حق وصى که در آن آرمیده، بر محمّد(صلی الله علیه وآله)و اهل بیتش درود فرست و ب

    راى من در آن، شفا از هر درد و امان از هر خوف و هراسى قرار بده».


    سپس حضرت فرمود: فرشته‌اى که تربت را بر گرفت، جبرئیل(علیه السلام)بود و آن را به پیامبر

    (صلی الله علیه وآله)نشان داد و گفت: این تربت فرزندت حسین (صلی الله علیه وآله)است بعد از تو

    امّتت او را مى‌کشند. پیامبرى که آن را قبض نمود وجود مبارک حضرت محمّد (صلی الله علیه وآله)مى‌باشد.

    وصى که در آن آرمیده حضرت حسین بن على (علیهما السلام)است که سرور شهدا است. محضر مبارکش

    عرض کردم: شفا از هر درد را دانستم امّا چگونه از هر خوف و هراسى امان است؟ فرمود: هرگاه از سلطانى

    خوف داشتى یا خوفى دیگر در تو پیدا شد از منزلت بیرون میا مگر آن که همراهت از تربت قبر حسین (علیه

    السلام)باشد و هنگامى که مى‌خواهى آن را استفاده کنى بگو:


    «اللَّهُمَّ إِنَّ هَذِهِ طِینَهُ قَبْرِ الْحُسَیْنِ وَلِیِّکَ وَابْنِ وَلِیِّکَ اتَّخَذْتُهَا حِرْزآ لِمَا أَخَافُ وَلِمَا لاَ أَخَافُ فَإِنَّهُ قَدْ یَرِدُ عَلَیْکَ

    مَا لاَ تَخَافُ».


    «خداوندا! این تربت قبر حسین ولىّ و فرزند ولىّ تو است. آن را به منظور حفظ از آن چه مى‌ترسم و آن چه

    نمى‌ترسم استفاده کردم، همانا حوادثى براى تو پیش مى‌آید که از آن‌ها خوف و هراسى نداشتى و احتمال پیش آمدنش را نمى‌دادى».


    راوى گفت: تربت را همان طور که حضرت دستور فرموده بود استفاده کردم. به خدا سوگند بدنم صحت و

    بهبودى یافت و برایم از تمام خوف‌ها و هراس‌ها و از آن چه خوف و هراسش را نداشتم همان طور که حضرت

    فرمود امان حاصل شد. پس از آن بحمد الله هیچ امر ناگوارى برایم پیش نیامد.3

     

    از امام صادق (علیه السلام)نقل است که فرمود: تربت حسین(علیه السلام)شفاى هر بیمارى است.

    هنگام استفاده از آن بگو:


    «بِسْمِ اللهِ. اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ رِزْقآ وَاسِعآ وَعِلْمآ نَافِعآ وَشِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ إِنَّکَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ».4


    «به نام خدا! و خداوندا! این را وسیله وسعت روزى و دانشى سودمند و شفا از هر بیمارى قرار ده، همانا

    تو بر هر چیز توانایی».

     

     


    از امام صادق (علیه السلام)در مورد کیفیت استفاده از تربت سیّدالشهداء (علیه السلام)سؤال شد،

    حضرت فرمود: هر کس از شما که مى‌خواهد از آن استفاده کند با سر انگشتانش به قدر نخودى بردارد

    و آن را ببوسد و بر دیده نهد و بر بدن بمالد و بگوید:


    «اللَّهُمَّ بِحَقِّ هَذِهِ التُّرْبَهِ وَبِحَقِّ مَنْ حَلَّ فِیهَا وَثَوَى فِیهَا وَبِحَقِّ جَدِّهِ وَأَبِیهِ وَأُمِّهِ وَأَخِیهِ وَالاَْئِمَّهِ مِنْ وُلْدِهِ

    وَبِحَقِّ الْمَلاَئِکَهِ الْحَافِّینَ إِلّاَ جَعَلْتَهَا شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَبِرَاءً مِنْ کُلِّ آفَهٍ وَحِرْزآ مِمَّا أَخَافُ وَأَحْذَرُ».


    «خداوندا! به حق این تربت و به حق آن کس که در آن دفن است و به حق جد و پدر و مادر و برادر او و

    به حق امامان: که فرزندان او هستند و به حق فرشتگانى که اطراف آن هستند، این [تربت] را شفاى هر

    بیمارى و نجات از هر آفتى و مانع از هر چه موجب ترس و خوف من است قرار ده».

    سپس آن را مصرف کن.5

     

     


    امام صادق (علیه السلام)فرمود: خاک قبر حسین (علیه السلام)مشکى مبارک است، هر کس از شیعیان

    ما که از آن بخورد از هر بیمارى شفا یابد و هر کس از دشمنان ما که از آن بخورد چون دنبه آب مى‌شود. چون

    از خاک قبر حسین(علیه السلام)خوردى بگو:


    «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ الْمَلَکِ الَّذِی قَبَضَهَا وَبِحَقِّ النَّبِیِّ الَّذِی خَزَنَهَا وَبِحَقِّ الْوَصِیِّ الَّذِی هُوَ فِیهَا أَنْ تُصَلِّیَ

    عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تَجْعَلَ لِی فِیهِ شِفَاءً مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَعَافِیَهً مِنْ کُلِّ بَلاَءٍ وَأَمَانآ مِنْ کُلِّ خَوْفٍ بِرَحْمَتِکَ یَا

    أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ وَصَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَسَلَّمَ».


    «خداوندا! به حق فرشته‌اى که آن را بر گرفت و به حق پیغمبرى که آن را نگه داشت و به حق وصیی که

    در آن مدفون است، بر محمّد (صلی الله علیه وآله)و آل او درود بفرست و در آن [تربت] براى من شفاى هر

    بیمارى و حفظ از هر بلا و امان از هر نگرانى قرار ده، به رحمتت اى مهربان‌ترین مهربانان و درود خدا بر محمّد

    (صلی الله علیه وآله)و آل محمّد (صلی الله علیه وآله)».


    و همچنین بگو:


    «اللَّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّ هَذِهِ التُّرْبَهَ تُرْبَهُ وَلِیِّکَ وَأَشْهَدُ أَنَّهَا شِفَاءٌ مِنْ کُلِّ دَاءٍ وَأَمَانٌ مِنْ کُلِّ خَوْفٍ لِمَنْ شِئْتَ مِنْ

    خَلْقِکَ وَلِی بِرَحْمَتِکَ وَأَشْهَدُ أَنَّ کُلَّ مَا قِیلَ فِیهِمْ وَفِیهَا هُوَ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِکَ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ».6


    «خداوندا گواهى مى‌دهم که این تربت ولى توست و گواهى مى‌دهم که موجب شفا از هر بیمارى و امان

    از هر ترس است، براى هر کس از مخلوقاتت که بخواهى و نیز براى من که لطف و رحمت و گواهى مى‌دهم

    آن چه درباره آن گفته شده از جانب تو حق است و پیامبران: درست گفتند».

     

     
    منابع:

    1. بحار الأنوار: 98 / 137.
     2. کامل الزیارات: 283.
     3. تهذیب الاحکام: 6 / 75.
     4. کامل الزیارات: 284.
     5. مکارم الأخلاق: 167.
     6. مکارم الأخلاق: 166.

     

     

    0
    دعای حضرت داود علیه السلام  در تمحید خداوند:

    مروى است که داود علیه السلام چون این تحمید را خواندند به او خداى عزّ و جلّ وحى فرستاد آنکه به تعب

    انداختى فرشتگانى را که موکّل بر تو هستند جهت محافظت کردن تو و نوشتن‏ نامه اعمال تو. زیرا که ثواب

    این دعا بسیار است و باید که همه ایشان آن را بنویسند  و دعا این است:



    اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ دَائِماً مَعَ دَوَامِکَ وَ لَکَ الْحَمْدُ بَاقِیاً مَعَ بَقَائِکَ وَ لَکَ الْحَمْدُ خَالِداً مَعَ خُلُودِکَ وَ لَکَ الْحَمْدُ کَمَا

    یَنْبَغِی لِکَرَمِ وَجْهِکَ وَ عِزِّ جَلَالِکَ یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ‏.

     



    منبع: بحارالانوار ج 92 ص175 – مصباح کفعمی ص 298

     

     

     

    0
    دعای صباح:

    در بیان آثار و خواص عجیبه ی دعای صباح مولا علی(ع)از امام رضا نقلی به این شکل است که در بیان آثار

    دعای صباح جدّشان فرمودند:

    آیا شما را راهنمایی نکنم بر بزرگترین ذخیره دنیا و آخرت و جامع ترین گنج در عالم غیب و شهادت که

    حصار و قلعه ی محکمی ست برای شما.؟

    از مولا علی (ع)نقل شده است:

    که کسیکه مداومت بر خواندن دعای صباح کند((در روایت دیگر تاکید خواندن آن بعد از نماز نافله صبح گفته

    شده است))اگر عالم پر از بلا شود به او هیچ آسیبی نمی رسد و همیشه در نظر مردم و انسانها عزیز و

    محترم می باشد و هیچگاه دشمن نمی تواند به او ضرری برساند و هرکسی که با او دشمنی کند به خودش

    بر می گردد و به لطف الهی از مرگ ناگهانی و سختی ها در امان می باشدو به برکت این دعای صباح رزق

    و روزی او هر روز وسیع تر و گسترده تر می شود،انشاالله

     

    به نام خداى بخشاینده مهربان

    اَللّهُمَّ یا مَنْ دَلَعَ لِسانَ الصَّباحِ بِنُطْقِ تَبَلُّجِهِ وَ سَرَّحَ قِطَعَ الّلَیْلِ

    خدایا اى کسى که بیرون کشید زبان صبحدم را به بیان تابناک آن و پراکنده ساخت پاره هاى شب

    الْمُظْلِمِ بِغَیاهِبِ تَلَجْلُجِهِ وَ اَتْقَنَ صُنْعَ الْفَلَکِ الدَّوّارِ فى مَقادیرِ

    تاریک را با آن توده هاى سیاه سرگردانى که داشت و محکم ساخت ساختمان این چرخ گردون را در اندازه ها

    تَبَرُّجِهِ وَ شَعْشَعَ ضِیآءَ الشَّمْسِ بِنُورِ تَاَجُّجِهِ یا مَنْ دَلَّ عَلى ذاتِهِ

    و گردشهاى زیبایش و پرتو افکن ساخت تابش خورشید را با نور فروزان و گرم آن اى که راهنمایى کرد بر خودش

    بِذاتِهِ وَ تَنَزَّهَ عَنْ مُجانَسَهِ مَخْلُوقاتِهِ وَ جَلَّ عَنْ مُلاَّئَمَهِ کَیْفِیّاتِهِ یا

    به خودش و منزه است از هم جنسى (و مشابهت با)مخلوقاتش و برتر است از سنخیت یا چگونگیهاى عالم خلقت اى

    مَنْ قَرُبَ مِنْ خَطَراتِ الظُّنُونِ وَ بَعُدَ عَنْ لَحَظاتِ الْعُیُونِ وَ عَلِمَ بِما

    کسى که نزدیک است به گمانهایى که (درباره او)بر دل خطور کند ولى دور است از چشم انداز دیدگان و مى داند آنچه را

    کانَ قَبْلَ اَنْ یَکُونَ یا مَنْ اَرْقَدَنى فى مِهادِ اَمْنِهِ وَ اَمانِهِ وَ اَیْقَظَنى

    شود پیش از شدنش اى کسى که مرا در گهواره آسایش و امنیت خود به خواب برد و براى استفاده از نعمتها

    اِلى ما مَنَحَنى بِهِ مِنْ مِنَنِهِ وَ اِحْسانِهِ وَ کَفَّ اَکُفَّ السُّوَّءِ عَنّى بِیَدِهِ

    و بخششهاى بیدریغش که به من ارزانى داشته بیدارم کرد و پنجه هاى بدخواهان را بدست قدرت

    وَ سُلْطانِهِ صَلِّ اللّهُمَّ عَلَى الدَّلیلِ اِلَیْکَ فِى اللَّیْلِ الاْلْیَلِ وَ الْماسِکِ

    و سلطنت خویش از من بازداشته درود فرست بر آن راهنماى به سوى تو در شب بسیار تار (جاهلیت)و آن کس که در

    مِنْ اَسْبَابِکَ بِحَبْلِ الشَّرَفِ الاْطْوَلِ وَ النّاصِعِ الْحَسَبِ فى ذِرْوَهِ

    میان اسباب و وسائل تو بلندترین ریسمان شرف را گرفت و آن کس که حسب پاک و خالصش بر بلندترین

    الْکاهِلِ الاْعْبَلِ وَ الثّابِتِ الْقَدَمِ عَلى زَحالیفِها فِى الزَّمَنِ الاْوَّلِ

    شانه هاى مردان عالم قرار داشت و آن ثابت قدم بر روى لغزشگاهها در آن زمان پیشین

    وَ عَلى الِهِ الاْخْیارِ الْمُصْطَفَیْنَ الاْبْرارِ وَ افْتَحِ اللّهُمَّ لَنا مَصاریعَ

    و بر خاندان نیکوکار برگزیده خوش کردارش و بگشا براى ما خدایا لنگه هاى در

    الصَّباحِ بِمَفاتیحِ الرَّحْمَهِ وَ الْفَلاحِ وَ اَلْبِسْنِى اللّهُمَّ مِنْ اَفْضَلِ خِلَعِ

    بامدادان را به کلیدهاى رحمت و رستگارى و بپوشانم خدایا از بهترین خلعتهاى

    الْهِدایَهِ وَالصَّلاحِ وَ اَغْرِسِ اللّهُمَّ بِعَظَمَتِکَ فى شِرْبِ جَنانى

    هدایت و شایستگى و بجوشان خدایا به عظمت خویش در جویبار دلم

    یَنابیعَ الخُشُوعِ وَ اَجْرِ اللّهُمَّ لِهَیْبَتِکَ مِنْ اماقى زَفَراتِ الدُّمُوعِ

    چشمه هاى خشوع و جارى ساز خدایا براى هیبتت از گونه هایم مشکهاى اشک

    وَ اَدِّبِ اللّهُمَّ نَزَقَ الْخُرْقِ مِنّى بِاَزِمَّهِ الْقُنُوعِ اِلهى اِنْ لَمْ تَبْتَدِئْنِى

    و ادب کن خدایا سبک مغزى و تندخویى مرا به مهارهاى قناعت (یا خوارى در سؤ ال)خدایا اگر در ابتدا

    الرَّحْمَهُ مِنْکَ بِحُسْنِ التَّوْفیقِ فَمَنِ السّالِکُ بى اِلَیْکَ فى واضِحِ

    رحمت تو از روى حسن توفیق به سراغ من نمى آمد پس چه کسى بود که مرا در این

    الطَّریقِ وَ اِنْ اَسْلَمَتْنى اَناتُکَ لِقاَّئِدِ الاْمَلِ وَ الْمُنى فَمَنِ الْمُقیلُ

    راه روشن بسویت آرد و اگر حلم و بردبارى تو مرا بدست آرزو و میل سرکش سپارد پس چه کسى

    عَثَراتى مِنْ کَبَواهِ الْهَوى وَ اِنْ خَذَلَنى نَصْرُکَ عِنْدَ مُحارَبَهِ النَّفْسِ

    لغزشهاى مرا از زمین خوردنهاى هوا و هوس نادیده بگیرد و اگر در هنگام جنگ با نفس

    وَالشَّیْطانِ فَقَدْ وَکَلَنى خِذْلانُکَ اِلى حَیْثُ النَّصَبِ وَالْحِرْمانِ اِلهى

    و شیطان یارى تو نباشد مسلماً همان یارى نکردنت مرا بدست رنج و حرمان سپارد خدایا

    اَتَرانى مآ اَتَیْتُکَ اِلاّ مِنْ حَیْثُ الاْمالِ اَمْ عَلِقْتُ بِاَطْرافِ حِبالِکَ اِلاّ

    تو بخوبى مرا مى بینى که نزدت نیامدم جز از راه آرزوها (و آنها بود که مرا به درگاهت آورد)یا شده که بسر رشته هاى فضل

    حینَ باعَدَتْنى ذُنُوبى عَنْ دارِ الْوِصالِ فَبِئْسَ الْمَطِیَّهُ الَّتِى امْتَطَتْ

    و کرمت چنگ زنم جز وقتى که گناهانم مرا از خانه وصال دور سازد پس چه بد مرکبى است این مرکب

    نَفْسى مِنْ هَواها فَواهاً لَها لِما سَوَّلَتْ لَها ظُنُونُها وَ مُناها وَ تَبّاً لَها

    هوا و هوس که نفس من بر آن سوار شده پس واى بر این نفس که گمانهاى باطل و آرزوهاى بیجایش در نزد او جلوه کرد و

    لِجُرْاَتِها عَلى سَیِّدِها وَ مَوْلاها اِلهى قَرَعْتُ بابَ رَحْمَتِکَ بِیَدِ

    نابود باد که بر آقا و مولاى خویش دلیرى کرد خدایا من در رحمتت را بدست امیدم

    رَجاَّئى وَ هَرَبْتُ اِلَیْکَ لاجِئاً مِنْ فَرْطِ اَهْواَّئى وَ عَلَّقْتُ بِاَطْرافِ

    کوبیدم و از فرط هواهاى نفسانى به حال پناهندگى بسوى تو گریختم و بند کردم بسر رشته هاى

     

    حِبالِکَ اَنامِلَ وَ لاَّئى فَاْصْفَحِ اللّهُمَّ عَمّا کُنْتُ اَجْرَمْتُهُ مِنْ زَلَلى

    کرمت انگشتان دوستى ام را پس درگذر خدایا از جرمهایى که من از روى لغزش

    وَ خَطاَّئى وَ اَقِلْنى مِنْ صَرْعَهِ [رِدآئى ] فَاِنَّکَ سَیِّدى وَمَوْلاىَ

    و خطا کردم و نگاهم دار از حمله بیماریم (که دچار گشته ام)زیرا که تویى آقا و مولایم

    وَ مُعْتَمَدى وَ رَجائى وَ اَنْتَ غایَهُ مَطْلُوبى وَ مُناىَ فى مُنْقَلَبى

    و تکیه گاه و امیدم و تویى منتهاى خواسته و آرمانم در دنیا

    وَ مَثْواىَ اِلهى کَیْفَ تَطْرُدُ مِسْکیناً الْتَجَاءَ اِلَیْکَ مِنَ الذُّنُوبِ هارِباً

    و عقبایم خدایا چگونه برانى از درگاهت بیچاره اى را که در حال فرار از گناهان به تو پناه آورده

    اَمْ کَیْفَ تُخَیِّبُ مُسْتَرْشِداً قَصَدَ اِلى جَنابِکَ ساعِیاً اَمْ کَیْفَ تَرُدُّ

    یا چگونه نومید سازى راه جویى را که شتابان آهنگ حضرت تو را کرده یا چگونه بازگردانى

    ظَمْئانَ وَرَدَ اِلى حِیاضِکَ شارِباً کَلاّ وَ حِیاضُکَ مُتْرَعَهٌ فى ضَنْکِ

    تشنه اى را که براى نوشیدن (آب)بر سر حوضهاى تو آمده نه هرگز چنین نخواهى کرد با اینکه حوضهاى (پرفیضت)

    الْمُحُولِ وَ بابُکَ مَفْتُوحٌ لِلطَّلَبِ وَ الْوُغُولِ وَ اَنْتَ غایَهُ الْمَسْئُولِ

    در سخت ترین خشکسالیها لبریز است و در خانه ات براى خواستن و ورود در آن باز است و تویى انتهاى خواسته

    وَ نِهایَهُ الْمَاْمُولِ اِلهى هذِهِ اَزِمَّهُ نَفْسى عَقَلْتُها بِعِقالِ مَشِیَّتِکَ

    (خواستاران)و منتهاى آرزوى (آرزومندان)خدایا این مهارهاى نفس من است که به پاى بند مشیت تو آنها را بستم

    وَ هذِهِ اَعْباَّءُ ذُنُوبى دَرَاْتُها بِعَفْوِکَ وَ رَحْمَتِکَ وَ هذِهِ اَهْوآئِىَ الْمُضِلَّهُ

    و این است بارهاى سنگین گناهانم که به امید عفو و رحمتت بر زمین نهادم و این است هوسهاى گمراه کننده ام

    وَکَلْتُها اِلى جَنابِ لُطْفِکَ وَ رَاْفَتِکَ فَاجْعَلِ اللّهُمَّ صَباحى هذا ناِزلاً

    که به آستان لطف و مهرت سپردم پس اى خدا این بامداد مرا چنان مقرر کن

    عَلَىَّ بِضِیاَّءِ الْهُدى وَ بِالسَّلامَهِ فِى الدّینِ وَ الدُّنْیا وَ مَساَّئى جُنَّهً مِنْ

    که با انوار هدایت و سلامت در دین و دنیا بر من فرود آید و شامم را سپرى از

    کَیْدِ الْعِدى وَ وِقایَهً مِنْ مُرْدِیاتِ الْهَوى اِنَّکَ قادِرٌ عَلى ما تَشآءُ

    نیرنگ خطرناک دشمنان و پناهگاهى از پرتگاههاى هوا و هوس قرار ده که تو بر هر چه بخواهى

    تُؤتِى الْمُلْکَ مَنْ تَشآءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشآءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشآءُ

    توانایى ملک و سلطنت را به هر که خواهى مى دهى و از هرکه خواهى برگیرى و عزت دهى هر که را خواهى

    وَ تُذِلُّ مَنْ تَشآءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ اِنَّکَ عَلى کُلِّ شَىْءٍ قَدیرٌ تُولِجُ اللَیْلَ

    و خوار کنى هر که را خواهى همه خوبیها بدست تو است و تو بر هر چیز توانایى شب را

    فى النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِى اللَّیْلِ وَ تُخْرِجُ الْحَىَّ مِنَ الْمَیِّتِ

    در روز فرو برى و روز را در شب درآورى زنده را از مرده بیرون آورى و مرده را

    وَ تُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَىِّ وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشآءُ بِغَیْرِ حِسابٍ لا اِلهَ اِلاّ

    از زنده برون آرى و به هر که خواهى بى حساب روزى دهى معبودى جز تو نیست

    اَنْتَ سُبْحانَکَ اللّهُمَّ وَ بِحَمْدِکَ مَنْ ذا یَعْرِفُ قَدْرَکَ فَلا یَخافُکَ

    منزهى تو خدایا و حمد تو را گویم کیست که قدر تو را بشناسد و از تو نترسد

    وَ مَن ذا یَعْلَمُ ما اَنْتَ فَلا یَهابُکَ اَلَّفْتَ بِقُدْرَتِکَ الْفِرَقَ وَ فَلَقْتَ

    و کیست که بداند تو کیستى و از تو نهراسد تو با قدرت خویش جداها را با هم جمع کردى

    بِلُطْفِکَ الْفَلَقَ وَاَنَرْتَ بِکَرَمِکَ دَیاجِىَ الْغَسَقِ وَاَنْهَرْتَ الْمِیاهَ مِنَ

    و به لطف خویش سپیده دم را شکافتى و بکرم خود تاریکیهاى شدید شب را روشن کردى و روان کردى آبهاى شیرین و

    الصُّمِّ الصَّیاخیدِ عَذْباً وَاُجاجاً وَاَنْزَلْتَ مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجّاجاً

    شور را از دل سنگهاى سخت و محکم و فرو ریختى از ابرهاى فشرده آبى ریزان و فراوان،

    وَجَعَلْتَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لِلْبَرِیَّهِ سِراجاً وَهّاجاً مِنْ غَیْرِ اَنْ تُمارِسَ

    و قرار دادى خورشید و ماه را براى مردمان چراغى فروزان بدون آنکه در آنچه بدان آغاز کردى (در آفرینش)دچار

    فیمَا ابْتَدَاْتَ بِهِ لُغُوباً وَ لا عِلاجاً فَیا مَنْ تَوَحَّدَ بِالْعِزِّ وَالْبَقآءِ وَ قَهَرَ

    خستگى و تعب گردى یا به چاره جویى محتاج شوى اى آنکه در عزت و بقاء یگانه است و بندگانش را بوسیله

    عِبادَهُ بِالْمَوْتِ وَالْفَنَّاءِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الاَْتْقِیآءِ

    مرگ و نابودى مقهور خویش کرده درود فرست بر محمد و خاندان پرهیزکارش

    وَاسْمَعْ نِدآئى وَاسْتَجِبْ دُعآئى وَ حَقِّقْ بِفَضْلِکَ اَمَلى وَ رَجآئى یا خَیْرَ مَنْ

    و فریاد مرا بشنو و دعایم را به اجابت مقرون ساز و به فضل خویش آرزو و امید مرا تثبیت کن اى بهترین کسى که

    دُعِىَ لِکَشْفِ الضُّرِّ وَالْمَاْمُولِ لِکُلِّ عُسْرٍ وَ یُسْرٍ بِکَ اَنْزَلْتُ حاجَتى

    خوانده شدى براى برطرف ساختن گرفتارى و آرزو شده اى براى هر سختى و آسانى فرود آوردم بار حاجتم را بدرگاهت

    فَلا تَرُدَّنى مِنْ سَنِىِّ مَواهِبِکَ خاَّئِباً یا کَریمُ یا کَریمُ یا کَریمُ

    پس مرا از عطایاى عالى (و سنگین قیمت)خود ناامید باز مگردان اى کریم اى کریم اى کریم

    بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ وَ صَلَّى اللّهُ عَلى خَیْرِ خَلْقِهِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ اَجْمَعینَ

    به رحمت خود اى مهربانترین مهربانان و درود خدا بر بهترین آفریدگانش محمد و آل

    سر به سجده برود و بگوید:

    اِلهى قَلْبى مَحْجُوبٌ وَ نَفْسى مَعْیُوبٌ

    خدایا دلم در پرده است و نفسم معیوب

    وَ عَقْلى مَغْلُوبٌ وَ هَواَّئى غالِبٌ وَ طاعَتى قَلیلٌ وَ مَعْصِیَتى کَثیرٌ

    و عقلم مغلوب است و هواى نفس بر من چیره است و طاعتم اندک و گناهانم بسیار است

    وَ لِسانى مُقِرُّ بِالذُّنُوبِ فَکَیْفَ حیلَتى یا سَتّارَ الْعُیُوبِ وَ یا عَلاّمَ

    و زبانم به گناهان اقرار دارد پس چاره ام چیست اى پرده پوش عیبها و اى داناى

    الْغُیُوبِ وَ یا کاشِفَ الْکُرُوبِ اِغْفِرْ ذُنُوبى کُلَّها بِحُرْمَهِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ

    نادیدنیها و اى برطرف کننده اندوهها بیامرز همه گناهانم را به حرمت محمد و آل

    مُحَمَّدٍ یا غَفّارُ یا غَفّارُ یا غَفّارُ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ

    محمد اى آمرزش پیشه اى بسیار آمرزنده اى بسیار آمرزنده به رحمتت اى مهربانترین مهربانان

     

     

    منبع:بحارالانوارج 84 ص 340